سالهای دور از خانه

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

.

خوشحالم كه ميتوانم در هواي دوست داشتن تو نفس بكشم. ميتوانم لبخند بزنم به تمام دلپريشي هاي جهان و از اداره كه تعطيل مي شوم، ببينمت كه دم در توي ماشينت لم داده اي و منتظرم هستي و تا من را ميبيني لبخند خسته اي ميزني.

خوشحالم كه تفكر از دست دادن دستهاي مردانه ات حالم را بد ميكند و نميتوانم وانمود كنم از همه مردها بدم مي آيد.

خوشحالم كه تو منحصربفرد مني. بهانه ي ادامه دادن نفسهام و بريدن از آدمهاي گذشته ي ملال آور...

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 21:55
برچسب‌ها :
يك وقتهائي زمانيكه همخوابه ات را توي بغلت چلانده اي ياد من بيفت. و دلت تنگ شود براي پس گردنم. و من نباشم. و لبخندهام را سپرده باشم به حافظه ات. رفته باشم از لجنزار آغوشت. رفته باشم از همه جا. و دنبالم بگردي و نباشم. و همخوابه ات بداند كه گشته اي و نبوده ام و پناه آورده اي به جسم دستخورده اش. و بداند
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 16 تير 1396 ساعت: 4:09
برچسب‌ها :

تصور دستهام دور گردنت... هرچه قدر مردانه باشد، باشد.

تصور فشار ناشي از تنفر، تعصب بر باد رفته ي يك دختر چموش نا آرام

تصور چشمهات وقتي روي آئينه ديگر بخار تنفست نباشد...

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 9 تير 1396 ساعت: 23:14
برچسب‌ها :
به خودت آمده اي
و من را مي بيني كه لم داده ام در جهانت 
و مي نوشم از استكان قوه قاجاري چشمهات.

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : جمعه 9 تير 1396 ساعت: 23:14
برچسب‌ها :
خمودگی روحم از افسردگی عمیقی خبر می‌دهد. رفتاری که امروز دیدم چقدر دوگانگی داشت. چقدر با الفِ من نمی‌خواند. چقدر خجالت کشیدم از دوست داشتن این مرد. مرد من؟ می‌دانی بانوی کوچکت چقدر حرف برای گفتن داشت که در سینه اش حبس کرد؟! می خواستم از دلتنگی ام برات بگویم. از اینکه دعوت نامه داریم از سوی امام رضا
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 19:26
برچسب‌ها :
هرچی می خواهم متنفر باشم دلم نلرزد قوی باشم نمی توانم. دلم خوش است به قرار های دادگاه. که ببینمت و کنارت بنشینم و تو در برابر قاضی تظاهر کنی به دوست داشتنم. آخ از این دل مغشوش وامانده. وقتی که به سرم زد آهنگ «عزیزم» میثم ابراهیمی را برات بفرستم، هر چه کردم نتوانستم جلوی این وسوسه را بگیرم که پس از م
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : جمعه 18 فروردين 1396 ساعت: 22:39
برچسب‌ها :

تولدت مبارک عزیزِ جانِ من، عشق جانِ من، الف جانِ من، بی وفا جانِ من... 

دوستت دارم عین و شین و قاف 

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : جمعه 18 فروردين 1396 ساعت: 22:39
برچسب‌ها :
به تو فکر کردن شبیه زخمی است که هر چند وقت یکبار عامدانه رویش نمک می پاشم و فشارش می دهم. دارد نزدیک به یک سال می شود. این یک سال را من چه کرده ام؟ با فکرت زندگی کردن و رویا بافتن. همه افکارم بوی تو را می دهد. لابلای کتابهام اسم زیبای تو خودنمایی می کند. خوابهام پر از توست. پر از عطر بدنت؛ پر از موه
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : چهارشنبه 9 فروردين 1396 ساعت: 17:36
برچسب‌ها :
دارم حساب می کنم دلپریشی سال نود و رنج را... توی آئینه دختر بالغی می بینم که همین رنج ها بزرگش کردند (و تصور کن چه سخت است بزرگ شدنت حاصل رنج هایت باشد!) امشب از حصار تنهائیم بیرون زدم. سرکی به بازار عید کشیدم و باورت نمی شود برایم چقدر درد داشت دیدن زوج های دست در دست هم. مغازه هائی که بعد از آن قه
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 13:23
برچسب‌ها :
مامان این روزها خیلی گریه می کند. خیلی بیقرار بابابزرگ است. با تلنگر کوچکی می شکند. امشب یکهو وسط بحث های شوخیانه، زد زیر گریه که: «بابابزرگ همیشه می گفت دل یتیمو نشکنین. شما یادتون رفته من یتیمم که دلمو می شکنین؟» وا رفتم. داغ شدم، یخ کردم، سوختم، لال شدم، شکستم و همه ی اینها در ثانیه ای اتفاق افتا
نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 14:24
برچسب‌ها :