سالهای دور از خانه

خرید بک لینک
دلتنگی... دلتنگی... دلتنگی... دلتنگی لعنتی. دلتنگی زنی که منم... برای تویی که مرد نیستی. که فکر میکنی با چاهار خط پیام میتوانی همهی اتفاقات گذشته را از خاطرم پاک کنی. که بلد نیستی یک شاخه گل بیاوری سالهای دور از خانه...ادامه مطلب

ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51

بغل کن بالشت را بعد از این او برنمی گرددبهار ِ مملو از گلهای ِ شب بو برنمی گرددخودت دستی بکش روی ِ سرت خود را نوازش کنسرانگشتی که میزد شانه بر مو برنمی گردددلت پر میکشد میدانم اما چاره تنهایی ستبه این سالهای دور از خانه...ادامه مطلب

ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51

شاید خندهدار باشه اما امروز یه لحظه فک کردم الف رو دیدم.

بعد از یک سال و دو سه ماه

سالهای دور از خانه...

ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51

مرا بازیچه ی خود ساخت چون موسی که دریا رافراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی رانسیم مست وقتی بوی گُل می داد حس کردمکه این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را!خیانت قصه ی تلخی است اما از که می نالم؟خو سالهای دور از خانه...ادامه مطلب

ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51

یادم نیست کجا بودیم اما تو با خواهرت دعوا کردی و اون آروم آروم گریه کرد. دستشو گرفتم و گفتم عزیز دلم الف منظوری نداشت. ناراحت نشو. اون در عین سادگی و کودکی بهم گفت من بخاطر حرف الف گریه نمیکنم. دلم برای گربهم تنگ شده.

امشب من دلم برای لوسی تنگ شده.
سالهای دور از خانه...

ما را در سایت سالهای دور از خانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: سه شنبه 2 دی 1399 ساعت: 5:51

صفحه بندی