جنون وبلاگ نویسی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

چشمامونو با یه دستمال بسته بودن که عمیقاً بوی جوراب می‌داد. رو کردم به بغل دستیم و گفتم نمی‌دونی دارن کدوم گورستونی می‌برنمون؟ یجور مسخره ای گفت هتل عزیزم! معلومه! هر خری می‌دونه آخر این مسیر امیرچخماقه و... بنگ!

صداش با تالاپ تولوپای ماشین توی جاده همراه شده بود. ترجیح دادم دیگه هیچی نشنوم تا آخر مسیر.

ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 3:22
برچسب‌ها :