...

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
يك وقتهائي زمانيكه همخوابه ات را توي بغلت چلانده اي ياد من بيفت.

و دلت تنگ شود براي پس گردنم. و من نباشم. و لبخندهام را سپرده باشم به حافظه ات. رفته باشم از لجنزار آغوشت. رفته باشم از همه جا. و دنبالم بگردي و نباشم. و همخوابه ات بداند كه گشته اي و نبوده ام و پناه آورده اي به جسم دستخورده اش. و بداند كه نيستم و حسرتم را به دوش ميكشي.

و فهميده باشي كه تپندگي قلبي در كار نيست. نه قلب من براي تو.... و نه قلب تو براي همخوابه ات.

و مثل حيوان باشي. همخوابه ات توي بغلت مثل حيوان باشد كه لوليده ايد به هم. و حالت بهم بخورد و نتواني بالا بياوري. و ياد من بيفتي و دستهاي يخزده ات بلرزد.

  • مطالب مرتبط
  • .
  • پريشان
  • نگاه
  • دردم از یار است و درمان نیز هم
  • دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست.
  • تولد بی هم
  • نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 16 تير 1396 ساعت: 4:09
    برچسب‌ها :