باش!

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

حالا که سرنوشت از من آدمی دیگر ساخته باید باشی. حالا که دلم برات تنگ شده و هوس بستنی خوردن با تو را توی خیابان دهم فروردین کرده ام، باید باشی. باید باشی تا مثل گذشته ها بنشینیم پای تلفن بازی و درد دل. سال نود و قلب، حالم را بهم زد و حالا که دارد شرش را کم می کند، حالا که اسفندماه، شبیه باهار های باهم بودنمان است، حتی ماه و سال و فصل و روز و دقیقه حکم به بودنت می دهند. حالا که وقتی توی دانشگاه از دور میبینمت دلم می خواهد بیایم جلو و بغلت کنم باید باشی. باید باشی تا این دل وامانده آرام بگیرد با بودنت. ببین؟ یکسال و اندی در قهر سپری شد. دیگر حالا را باید باشی!

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 20:43
برچسب‌ها :